فؤاد: جعفر، اجازه مى دهيد درباره موضوعى كه مورد اختلاف بين شيعيان و اهل سنت است از تو بپرسم؟
جعفر: بپرس. دوست دارم كه فرد، بيدار و فرهيخته باشد و از سر تحقيق و يقين
مطالب را دريابد و قبول كند و نادانسته و بدون آگاهى به دنبال هر هياهوى
حاكم بر جامعه روان نباشد.
فؤاد: اگر گفته ما اهل سنت مبتنى بر حقيقت باشد، آن را مى پذيرى؟
جعفر: من در شمار كسانى هستم كه به مجرد شناختن حقيقت بى هيچ ترديدى بدان
تن مى دهند و از آن رو، تن به تشيع داده و اين مذهب را پذيرفتم كه حقيقت
را در آن يافتم. تو خود نيز مى دانى كه پدر، مادر، برادران و خويشان من
همگى سنى مذهب هستند... بنابر اين اگر گفته تو را توأم با درستى بدانم
نخستين مؤمن به آن خواهم بود.
فؤاد: شما شيعيان بر روى مدفن پيامبران، امامان، صالحان و عالمان گنبد و
بارگاه فراهم مى آوريد و در كنار اين مدفن ها نماز مى گذاريد كه اين كار
شما به طور قطع شرك است و همان سان كه مشركان بت مى پرستند، شما نيز مدفن
اولياء را مى پرستيد.
جعفر: بايد از تعصّب دورى جسته، واقع گرا باشيم و به جاى گوش سپردن به
گفته هاى اين و آن، حقيقت روشن و بدون ابهام را از كتاب خدا، سنت پيامبر
صلى الله عليه و آله و سيره گذشتگان صالح مد نظر قرار دهيم.
فؤاد: درست است، من نيز بر همين عقيده هستم و دوست دارم تا با دانش و فهم و نه تقليد كوركورانه به حقيقت افكار و گفته ها پى ببرم.
جعفر: بيان دو مطلب را ضرورى مى دانم:
نخست: تنها ما شيعيان نيستيم كه بر قبور بزرگان، بنايى بر پا مى كنيم،
بلكه تمام مسلمانان بر مرقد پيامبران، پيشوايان و بزرگان خود ايجاد بنا مى
كنند، كه به عنوان مثال مواردى را نام مى برم:
ـ قبر پيامبر صلى الله عليه و آله و قبر دو خليفه است كه همچنان داراى بنايى سترگ و گنبدى عظيم هستند؛
- قبر عده اى از پيامبران، از جمله قبر حضرت ابراهيم عليه السلام كه در
شهر «الخليل» اُردن قرار دارد، داراى ضريح، گنبد و ساختمانى سترگ هستند؛
ـ قبر حضرت موسى عليه السلام است كه در اردن و بين شهرهاى «بيت المقدس» و «عَمان» قرار گرفته و بنايى بزرگ دارد؛
- قبر «ابوحنيفه» در بغداد از ديگر جاهايى است كه همچنان آباد است و بنايى سترگ و گنبد دارد؛
ـ قبر «ابو هريره» در مصر مى باشد كه زيارتگاه بوده و از ساختمان و گنبدى در خور برخوردار است؛
ـ و قبر «عبدالقادر گيلانى» در بغداد است كه صحن و ضريح و گنبد دارد.
در جاى جاى كشورهاى اسلامى، قبور پيامبران و نيز مدفن پيشوايان و بزرگان
مذاهب اسلامى با بناها و گنبدهايى در خور، وجود دارد و از موقوفاتى
برخوردارند و در آمد موقوفه هاى ياد شده، هزينه تعمير و نگهدارى اين قبرها
مى شود؛ مسلمانان با هر مذهبى نيز از آغاز به اين امور علاقه داشتند و
تعمير اين اماكن را مى ستودند و مردم را بدان تشويق كرده، حتى يك بار نيز
مردم را از چنين كارى باز نداشته اند. بنابر اين، تنها ما به ساختن
بارگاه، بر روى مرقدهاى بزرگانمان، نپرداخته ايم، بلكه ديگر مسلمانان نيز
با ما همراه شده، قبور پيشوايان خود را ساخته و بازسازى نموده، به زيارت
آن ها مى روند.
دوم: ما شيعيان و نيز ديگر مسلمانان هنگامى كه در حرم و كنار قبر يكى از
اولياى خدا نماز مى گذاريم، در واقع براى خدا نماز مى خوانيم و نه براى
اولياى خدا، چرا كه [ در هر جاى اين اماكن] براى نماز رو به قبله مى
ايستيم و اگر نماز را براى اين اماكن و خفتگان در آن مى خوانديم، لزوما
بايد در حال نماز رو به قبر مى ايستاديم.
فؤاد: پس چرا پشت اين قبرها نماز مى خوانيد و آن ها را قبله خود قرار مى دهيد؟
جعفر: زمانى كه پشت اين قبور نماز مى خوانيم تنها و تنها قبله را در نظر
مى گيريم و اين قبرها به طور طبيعى و غيرارادى پيش روى ما قرار مى گيرند و
هرگز قصد روى كردن به آن ها را نداريم. واگر بخواهم روشن تر بگويم، بايد
بگويم كه چنين حالتى را مى توان به نمازگزارى تشبيه كرد كه رو به قبله
ايستاده است، اما ساختمانى بلند در سمت قبله و پيش روى او قرار دارد. حال
نماز گزاردن در اين مكان به اين معناست كه فرد نمازگزار ساختمان ياد شده
را مى پرستد؟!
از اين فراتر اين كه تمام عالمان اسلامى مى گويند: « نماز گزاردن به سمت
قبله] حتى] در معابد مشركان نيز جايز است، اگر چه رو به روى فرد نمازگزار
بتى قرار داشته باشد كه به جاى خدا پرستيده مى شود، زيرا توجه نمازگزار به
خداست و نه به بت. در چنين حالتى آيا نمازگزار، بت پيش روى خود را مى
پرستد؟
فؤاد: اگر ـ آن گونه كه شما مى گوييدـ ساختن بنا بر قبرها شِرك نيست، چرا
بر اساس فتواى عالمان حجاز، ضريح و بارگاه ساخته شده بر قبور امامان شما و
اولياء خدا را به بهانه اين كه شرك و عبادت غير خداست ويران كردند؟
جعفر: تمام عالمان حجاز به اين امر فتوا نداده اند، بلكه برخى از آنان، آن
هم فقط در همان زمان به چنين كارى فتوا دادند. يكى از پيرمردهاى مدينه
براى من نقل كرد:«زمانى كه فرمان ويران كردن حرم و بارگاه قبور [أئمه
بقيع] صادر شد، برخى از عالمان حجاز با اين استدلال كه بناء قبور شِرك
نيست، بلكه از نظر شريعت اسلامى پسنديده و مستحب است، چرا كه خداوند مى
فرمايد:
«
... وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَــئِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ «و هر كس كه شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دل هاست»
ادعاى مدعيانِ شرك بودن ساختن قبور را باطل خواندند. اين عكس العمل، سبب
شد تا اين عالمان، طرد شده، برخى از آنان مناصب [اجتماعى و ادارى ]خود را
از دست بدهند. بنابر اين فقط شمارى از عالمان حجاز به شرك بودن اين كار
فتوا داده اند.
فؤاد: خود نيز در اين انديشه بوده ام كه اگر ضريح و گنبد [نماد] شرك و
حرام است، چرا مسلمانان از زمان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا به
امروز به آن پى نبرده اند و از ساختن آن و حضور در آن ها جلوگيرى نكرده
اند؟ و در طول سيزده قرن نفهميدند كه اين اعمال، حرام است؟
جعفر: شايان توجه است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ساختن بنا و ضريح را امضا كرده و از اين كار منع نفرموده اند.
«حِجر اسماعيل» كه محل دفن حضرت «اسماعيل» و مادرش «هاجر» است، بهترين
گواه بر اين ادعا است. مدفن پيامبرانى چون: ابراهيم عليه السلام و موسى
عليه السلام از ديگر موارد بارزى است كه در زمان پيامبر اسلام تا به امروز
از حرم و بارگاه برخوردار بوده، اما پيامبر صلى الله عليه و آله و خلفاى
او ايرادى متوجه آن نكرده و مردم را از زيارت آن ها منع نكرده اند. چنانچه
ـ به حسب ادعاى برخى ـ اين كار حرام و شرك مى بود، بى ترديد پيامبر اكرم
صلى الله عليه و آله فرمان مى داد تا آنها را ويران كنند و از زيارت آن
اماكن نهى مى فرمود، اما از آنجا كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله چنين
كارى نكرده اند، درمى يابيم كه بناى حرم بر قبر امامان و صالحان و نيز
زيارت آنها و نماز گزاردن در آن اماكن جايز است.
از ديگر سو، پس از آن كه رسول خدا صلى الله عليه و آله رحلت فرمود، در
حجره خويش دفن و درب آن بسته شد. بدين ترتيب قبر او درون حجره اى (اتاقى)
داراى چهار ديوار و سقف قرار گرفت. بنابر اين اگر يكى از صحابه پيامبر
صلى الله عليه و آلهحرمت و عدم جواز چنين كارى را از آن حضرت شنيده بود،
بى ترديد [آن را اعلان مى كرد و] حضرت رسول صلى الله عليه و آله را در آن
حجره دفن نمى كردند، يا در صورت دفن پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در
آن جا، واجب بود آن حجره ويران شود تا بنايى قبر را در ميان نگيرد. از آن
جا كه صحابه و ديگر نزديكان آن حضرت چنين كارى نكرده و آن را حرام مى
دانستند، درمى يابيم كه ايجاد بنا، بر قبرها نه تنها شِرك نبوده، كه حرام
هم نيست.
فؤاد: از اين كه مرا با حقيقت مطلب آشناكردى و سبب شدى تا دريابم كه ساختن
عمارت بر روى قبر حرام نبوده و مايه شرك نيست و تمام مطالبى كه در اين
زمينه بيان شده سند شرعى ندارد، متشكرم.
جعفر: من نيز از اين كه با شناختن حقيقت بدان تن دادى و با يافتن راه
هدايت در آن گام نهادى و از رهنمودهاى عقل و منطق صحيح پيروى مى كنى از تو
متشكرم. از اين رو مى خواهم بينش تو را در دريافت حق و شناخت دين بيفزايم؛
لذا اگر فرصت داريد، بيشتر با شما صحبت كنم.
فؤاد: شيفته گفتار حق هستم و با تمام وجود آماده ام تا به گفته هاى تو گوش دهم، هر چه مى خواهى بگو.
جعفر: در گفت و گوى ما ثابت شد كه ساختن قبر اولياى الهى جايز است و هيچ حرمتى ندارد؟
فؤاد: آرى، و من نيز در اين باب با تو همراه و هم عقيده هستم.
جعفر: اينك مى خواهم بگويم كه ساختن قبر اولياى خدا و نيز نصب ضريح بر آن
ها و... تماما عملى مستحب است و كسى كه بدين كارها بپردازد از پاداش الهى
بهره مند خواهد شد.
فؤاد: چگونه؟
جعفر: خداوند متعال مى فرمايد:
«
...وَ مَن يُعَظِّمْ شَعَــئِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ»؛ «و هر كس كه شعاير خدا را بزرگ دارد، در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دل هاست».[12]
بنابر اين هر چه در شمار «شعاير الهى» باشد گرامى داشتن آن از نظر اسلام مستحب است.
فؤاد: درست، اما چگونه ساختن قبر اولياى الهى در شمار «شعاير الهى» مى باشد؟
جعفر: «شعاير» به چيزهايى گفته مى شود كه «دين» را در نظر جهانيان بزرگى و عظمت بخشد و نصّى [دليلى] بر حرمت آن وجود نداشته باشد.
فؤاد: آيا اين بناها و گنبدها دين را بزرگى مى بخشند؟
جعفر: آرى.
فؤاد: چگونه؟
جعفر: ترديدى نيست كه ساختن قبر بزرگان اسلام و ايجاد بنا، بر آنها و نيز
جلوگيرى از فرسودن و ويران شدن قبر آنها، بزرگ داشتن آنان است. به عنوان
مثال، اگر فردى نهالى را كنار قبرى بكارد، اين به معناى بزرگ شمردن آن
مرده و احترام نهادن به او نيست؟
فؤاد: همين طور است.
جعفر: حال اگر ساختمانى با شكوه و قُبّه اى بر آن قبر ايجاد شود، بى ترديد
اين كار بزرگ داشتن صاحب آن قبر مى باشد. پس بزرگ شمردن بزرگان دين،
امامان و اولياء، بزرگ شمردن اسلام و ارج نهادن به دين است، كه اين بزرگان
به آن دعوت مى كرده اند و راهنماى مردم به سوى آن بوده اند. به نظر شما
اگر كسى رئيس حزب يا صاحب مكتب و آيينى را محترم و بزرگ شمارد، جز اين است
كه به آن حزب و آيين احترام نهاده است؟
فؤاد: همين طور است كه مى گويى.
جعفر: بنابر اين، ساختمان قبور اولياى خدا حرمت نهادن به آنان و بزرگ
داشتن خدا و مايه عزت و سرفرازى اسلام است؛ و به يك سخن هر چيزى كه به
وسيله آن خداوند به بزرگى ياد شود و مايه سربلندى اسلام باشد از شعايرى
است كه خداوند بدان فرامى خواند، آن جا كه مى فرمايد: «و هر كس شعاير خدا
را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دل هاست».
فؤاد: در اين صورت ويران كردن قبر اولياء، پيامبران و امامان، بى حرمتى به
دين و كاستن از منزلت اسلام است، زيرا اين كار بى حرمتى به بزرگان ماست؛ و
بى حرمتى به آنان توهين به ساحت دين است و كاستن از منزلت آنان در واقع
كاستن از منزلت و مقام اسلام است.
جعفر: به همين دليل ها بود كه مذهب اهل بيت عليهم السلام را برگزيدم و
شيعه شدم و نام خود را از «وليد» به «جعفر» تغيير دادم. زمانى كه از آراى
ديگران پيروى مى كردم خود را بر حق مى ديدم، اما هنگامى كه جوياى «حق»
حقيقى شدم و در صدد يافتن آن بر آمدم، بدان رسيدم.
در صورتى كه انسان تعصبات مذهبى را كنار گذارد و با رويى گشاده آماده
پذيرش حق باشد و در صدد يافتن آن بر آيد، قطعا بدان دست خواهد يافت.
فؤاد: از اين پس با ديده اى حقيقت جو به دنبال يافتن حق خواهم بود و آن را
هر جا و نزد هر كس كه بيابم، از آن پيروى خواهم كرد. از اين كه مرا آگاه
كردى براى هميشه از تو متشكرم. حال اجازه رفتن مى خواهم، چرا كه با شخصى
وعده ديدار دارم.
جعفر: بفرماييد. در پناه خدا.
فؤاد: خداحافظ.
جعفر: به سلامت.